مقدمه:
بسیاری از مراجعین تصور میکنند که اگر تمامی وقایع و اتفاقات یک پرونده را برای وکیل خود شرح دهند، پیروزی در دادگاه تضمین شده است. اما حقیقت این است که قاضی، «وقایع» را نمیداوری، بلکه «حقوقِ ناشی از وقایع» را بر اساس استدلالهای قانونی میسنجد.
تفاوت میان روایتگری و دفاع حقوقی:
روایتگری، تنها بازگویی اتفاقاتی است که رخ داده است (مثلاً: فلانی به من بدهکار است). اما دفاع حقوقی، تبدیل این روایت به یک «ادعای قانونی» است (مثلاً: فلانی با استناد به ماده X از قانون مدنی، مرتکب نقض تعهد شده و طبق بند Y قرارداد، ملزم به جبران خسارت است).
الماسِ یک لایحه مستدل:
یک لایحه یا دادخواست مقتدر، باید از سه رکن اصلی تشکیل شود:
۱. تطبیق واقعیت با قانون: هر واقعهای که رخ داده، باید دقیقاً به یک ماده قانونی، آییننامه یا قاعده حقوقی متصل شود.
۲. استناد به رویههای قضایی: استفاده از آرای وحدت رویه و آرای صادره از سوی دیوان عالی کشور، به استدلال شما اعتبار دوچندان میبخشد و قاضی را به سمت پذیرش خواسته شما سوق میدهد.
۳. انسجام منطقی: استدلالها باید زنجیرهای باشند که هر حلقه آن، مرحله بعدی را تقویت میکند. هرگونه گسست در استدلال، میتواند باعث ایجاد تردید در ذهن قاضی شود.
نتیجهگیری:
در مراجع قضایی، قدرت کلمات در گروی قدرت استدلال آنهاست. ما در مرحله تنظیم دادخواست و لایحه، فراتر از یک گزارشنویس عمل میکنیم؛ ما با تحلیل عمیق پرونده و استفاده از پیشرفتهترین دانش حقوقی، برای شما «دفاعیهای مقتدر» میسازیم که راه را برای صدور رأی به نفع شما هموار کند.